تبليغاتX
افق زیبا Bello Horizente

افق زیبا Bello Horizente

 عجيبه ، خيلي هم عجيبه نبايد اينطوري مي شد. عادت كرده بود كه كسي رو دوست داشته باشه، اما اين دفعه بجاي اينكه كسي  را دوست داشته باشه ، يكي آن را دوست داشت!!! تا به حال فكر مي كرد هيچ كس دوستش نداره. هول شده، رنگش پريده، بهترين راه،  فراره – مثل هميشه – آخه براي عاشق شدن هم غرور لازم است هم ايثار، هميشه سعي كرده ايثار كنه اما غرورخيلي كم. از دست خدا هم شاكيه، مگه چه گناه بزرگي كرده كه حالا يكي مي خواد دلش را بدزده؟  اين دفعه حتي نمي تونه  فرار هم  كنه براي اينكه زنجير را به پاش نبستن كه آن را پاره كنه، اين بار دلش را اسير كردن آن هم با هفت تا قفل كه كليد هر كدام رو دست يكي از فرشته ها دادن، نميدونيد سر تصاحب اين کلیدها تو آسمون بين فرشته ها چه دعوايي بود.
حالا ديگه همش مثل خاطره است آن روزهايي كه فكر مي كرد ميشه احساساتش را پشت يه سد مهار كنه. يادش مياد يه روز سد ترك برداشت ، به نظر خيلي مهم نمي امد از آن ترك فقط يك قطره عبور كرده بود. اما همين يك قطره مهمترين چيز بود، چون آن قطره معمولي نبود،  يك قطره اشك بود. بعد از آن ديوار سد  شكست .  ديگه يك قطره اشك شده بود يك دريا اشك. كاش كه بارون بياد زير بارون معلوم نميشه صورتش از گريه خيسه اينجوري غرورش هم حفظ ميشه.
خدايا كمكش كن راهش سخت تر از آن چيزيه كه تا بحال ديده .


بود آيا كه در ميكده ها بگشايند
گره از كار فرو بسته ما بگشايند
اگر از بهر دل زاهد خود بين بستند
دل قوي دار كه از بهر خدا بگشايند

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 3:45  توسط مهدي صالحي فرهادپور  | 

 تقريبا روزي  مثل همين روزها بود كه براي اولين بار ديدمت.
هيچ وقت يادم نميره وقتي رو كه خواهرم تو رو بهم معرفي كرد ، بعد از آن يكي از بهترين دوست هاي من شدي. تو عالم بچگي فقط يك همبازي بودي ، اما بعد ها  تقريبا هميشه با هم بوديم، يادته وقتي 17-18 ساله بودم بعضي وقتها با تو مي نشستم و تا صبح چت مي كردم.  يادش بخير انگار همين ديروز بود، شب كنكور خوابم نمي برد نصف شب تقريبا ـ ساعت 1 شب-  يواشكي آمدم پيشت ، آخه يك 2-3 روزي بود كه خانوادم نمي گذاشتن بيام پيشت، آره،  يادمه دلم طاقت نياورد،  ساعت 1 شب يواشكي آمدم ، تا حدود ساعت 4 صبح با هم بوديم اما هيچ كس نفهميد.  سر جلسه كنكور اصلا حواسم به تست ها نبود همش به فكر بازي هاي يواشكي ديشب با تو بودم.
هميشه دوستت داشتم و حالا كه داري تو فاركس كمكم مي كني بيشتر دوستت دارم آخه مي دونم بدون تو هرگز تو اين راه موفق نمي شدم
...   
اما ، چقدر تلخ بود وقتي شنيدم كه ديگه سر حال نيستي، بهم گفتن ويروس تمام وجودت رو گرفته،  نمي تونم خودم رو ببخشم . آخه چرا يك آنتي ويروس نصب نكردم؟؟ اين ويروس لعنتي هيچ جور از هاردت بيرون نميره. مجبورم كل هارد رو فرمت كنم شايد كه خوب بشي. اما قبل از اينكه تيغ تيز فرمت رو رو بدنه ظريف هاردت قرار بدم ميخوام بدوني كه واقعا كامپيوتر خوبي بودي. حتي اگه اين ويروس هيچ وقت از بين نره بازهم دوستت دارم . 

گفتي ز تو بگسلم، دريغ ودرد
رشته وفا مگر گسستني ست؟
بگسلم ز خويش و از تو نگسلم
عهد عاشقان مگر شكستني ست؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 21:18  توسط مهدي صالحي فرهادپور  |